خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
شنبه 30 دی ماه سال 1385

گاهی برای از تو سرودن زمان کم است

درزیر بار زندگی ما امان کم است

وقتی که خوب خیره به نقش تو می شویم

بر روی چهره نقش پشیمانمان کم است

دیگر برای کنترل خوبی و بدی

حتی خود خدای نگهبانمان کم است

بین من و تو فاصله ها حکم می کنند

حالا هنوز فاصله های جهان کم است

در وصف نرخ فاصله های تصاعدی

کافیست بگوییم که هفت آسمان کم است

باید کسی شما و مرا آشتی دهد

نامت میان همهمه ی مردمان کم است

سه شنبه 26 دی ماه سال 1385

وقتی برای دیدن من دیر می کنی

این سررسید عمر مرا پیر می کنی

زل می زنم به آینه ها تا ببینمت

شب را به روی آینه تکثیر می کنی

حالا به یک غزل که تو را صید می کند؟

وقتی درون قافیه تاثیر می کنی

امروز مرا کنج خودم سوق می دهی

فردا در انزوای خودت گیر می کنی

تا کی به قاب عکس تو اینگونه بنگرم؟

داری مرا ز بودن خود سیر می کنی

پایان عمر من به شما ختم می شود

آخر چرا تو اینهمه تاخیر می کنی؟

من خواب دیده ام که تو آزادی مرا

روزی به روی آینه تحریر می کنی

سه شنبه 19 دی ماه سال 1385

سکوت دشت و صحراها سکوتی خوف انگیز است
و این آرامشی قبل از مصیبت های پاییز است
نگاه یک مترسک را کلاغی کرد پژمرده
خبر آورده : سال قحطی باران جالیز است
نه دیگر یوسفی مانده که بر قحطی شود پیروز
نه دیگر تیغ و شمشیر اهوراایزدان تیز است
نه حتی انتظار از این نماز پوچ باید داشت
که گوش این خداوندان از این اوراد لبریز است
پیام این غروب سرد به جز مرگ محبت نیست
و فردایی که هر دستی جنایتکار و خون ریز است

شنبه 16 دی ماه سال 1385

و این صدای همهمه ی برگهای زرد

دوباره می دهد خبر از روزهای درد

با یاد او که بود « فروغ » زمان ما

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

۱۵ دی سالروز تولد فروغ فرخزاد شاعر دیوارها و عصیان رو به همه شاعرها

و شاعردوستان تبریک می گم

و یه خبر براتون دارم و اون اینکه

به میمنت و خجسته سال پیامبر اعظم جشنواره ملی فرهنگی ادبی دانشجویان سراسر کشور

با نام رسول مهر ۸ تا ۱۰ اسفند در دانشگاه شیراز برگزار می گردد.

علاقه مندان دانشجو می توانند آثار خود را در قالب های :

شعر-قطعه ادبی - داستان - نمایشنامه و نشریات دانشجویی

به ادرس: شیراز - دانشگاه شیراز - پردیس ارم - مدیریت امور فرهنگی

دبیرخانه جشنواره رسول مهر ارسال نمایند.

مهلت ارسال آثار ۳۰ دیماه خواهد بود. سیره - شخصیت و وجود نورانی رسول اکرم (ص)

محریت موضوع آثار ارسالی می باشد.

شنبه 9 دی ماه سال 1385

قرار نبود به این زودی آپ کنم ولی اتفاقی افتاد که نتونستم نگم. امروز تو
کتابخونه های خاک خورده ی نیشابور کتاب "شاعر شنیدنی است" از استاد
محمد علی بهمنی رو پیدا کردم که از خود کتابخونه و فروشنده های اون
خاک خورده تر بود.پیدا کردن این کتاب برام عجیب بود ولی چیزی که خیلی
آتیشم زد و جرقه ای شد تا دست به کیبورد بشم این بود که کتاب دست دوم
بود یعنی بهتر بگم خریدار قبلی این کتاب اونو به قیمتی نازل(1000) تومان
به کتابفروشی فروخته بود تا حتما خرج یک شب زندگی مرفهانه و بی درد
خودش رو در آره . شاید این طور ابراز احساسات اشتباه باشه ولی من
که سالی یه بار ابراز احساساتم گل می کنه نتونستم از گفتن اون اجتناب کنم
به امید روزی که قیمت شاعر خون بهای عمر رفته اش...
و حالا یک غزل از استاد محمد علی بهمنی


تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب
بدینسان خواب ها را با تو زیبا می کنم هر شب
تبی این کاه را _ چون کوه سنگین می کند _ آنگاه
چه آتش ها که در این کوه برپا می کنم هر شب
تماشایی است پیچ و تاب آتش ،ها ... خوشا بر من
که پیچ و تاب آتش را تماشا می کنم هر شب
مرا یک شب تحمل کن که تا باور کنی ای دوست
چگونه با جنون خود مدارا می کنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بی کسی "ها" می کنم هر شب
تمام سایه ها را می کشم بر روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا می کنم هر شب
دلم فریاد می خواهد ، ولی در انزوای خویش
چه بی آزار، با دیوار نجوا می کنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق می گردی؟
که من این واژه را تا صبح معنا می کنم هر شب

پنجشنبه 7 دی ماه سال 1385

وقتی برای مردنت یک قبر کم بود

در شعرهای بی قرارت صبر کم بود

با قلوه سنگت وهم شب ها را شکستی

وقتی که در بغض سپیدت ابر کم بود

و تقدیم به او ، همو که نهال شعر را در وجودم بارور کرد  خداوند یارش باد